عبد الجليل قزوينى رازى
234
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
آنگه گفته است : « و فضيحت اولشان كه ايشان بدان منفرداند « 1 » آنست كه همه دشمنان صحابهء رسول و سلف صالح و زنان رسول باشند ، و همه [ را ] اهل اسلام ترحّم كنند مگر رافضيان كه از همه بيزارى كنند و گويند : سى و سه هزار صحابه و تابعين كبار و حجرههاى رسول « 2 » و مجتهدان راه حق چون بو حنيفه و شافعى و مالك و احمد حنبل « 3 » و محمّد حسن « 4 » و بو يوسف قاضى ، و أئمّهء تفسير چون مقاتل ، و سعيد بن جبير ، و ضحّاك ، و سدّى ، و غيرهم ، و ائمّهء قرائت چون نافع و ابن كثير و ابن عامر و حمزه و كسائى و عاصم و بو عمرو و غيرهم ، و از زهّاد چون جنيد ، و يا يزيد بسطامى ، و شبلى ، و شقيق بلخى ، و عطا ، و ابراهيم خوّاص ، و غيرهم « 5 » بدوزخ شوند أبد الآبدين كه همه منافق بودند و بامامت قائم ايمان نداشتهاند . و از اهل - البيت جماعتى كه خروج كردهاند امامان زيديان كه مجتهد بودند چون زيد على ، و يحيى زيد ، و قاسم رسّى ، و محمّد بن القاسم الحسنى ، و عبد اللّه بن الحسن ، و برادرش ابراهيم ، و محمّد بن عبد اللّه نفس زكيّه ، و يحيى بن الحسن الهادى ، و النّاصر ابو محمّد الحسن بن على ، و الدّاعى المهدى « 6 » و اشباه اينان از اولاد رسول همه بمنزلهء كفّاراند كه اينان همه بنصوصيّت على ايمان نداشتهاند ، و امامت امير المؤمنين على و فرزندانش تا بقائم همه چون رسالت رسول است ، و تضليل امّت و اجتهاد بنهادند و خواهى كه صحّت اين بدانى در كتاب عيون المجالس كه مرتضاى بغداد « 7 » كرده است نگاه كن كه او مىگويد كه : ايمان فلان و فلان و همهء اجّلاء و كبراء صحابه نه طوعى بوده نه كرهى بلكه همه طبعى بوده است زيرا كه ايشان در كتب اوايل خوانده بودند كه اين دولت با قريش افتد بسبب محمّد هاشمى ، و هركس كه به دو نزديكتر بود از پس او ؛ رياست جمهور أعظم آنكس كند
--> ( 1 ) - ث ب : « مقرند » . ( 2 ) - ب : « محرمهاى رسول » م : « حرمهاى رسول » ح د ندارند . ( 3 ) - ع ح د : « و احمد حنبل » را ندارند . ( 4 ) - ث ب م : « و محمد حسن » را ندارند ح د : « و محمد حسن شيبانى » . ( 5 ) - از نسخهء ح عبارت : « و از زهّاد » تا « و غيرهم » كه ميآيد ساقط شده است . و براى اشاره بتراجم آنان رجوع شود بتعليقهء 102 . ( 6 ) - براى اشاره بتراجم اين سادات رجوع شود بتعليقهء 103 . ( 7 ) - م ب : « مرتضى بغدادى » .